شیوا زنی است 31 ساله، از دو سال پیش مبتلا به سرطان کولون شده. در حال حاضر تنها زندگی می‌کنه و همسرش او را ترک کرده. مادر شیوا چندی قبل به اینجا آمده تا از دخترش پرستاری کند که خودش هم وضع جسمی و روحی بسیار بدی داشت. این خانواده وضعیت مالی بسیار بدی دارند. شیوا مبلغ 1410 دلار از دولت پول می‌گیرد که 1260 دلار آن را اجاره میدهد. مدت دو سال است که برای خانه دولتی ثبت نام کرده و تا به حال هیچ خبری نشده. در این رابطه با مدیر داخلی بنیاد پریا فروزان عزیز تماس گرفتم. فروزان از آن فرشته‌هاست که همیشه هرجا به مشکلی برخورد کنیم با روی باز کمکمان می‌کند.




چند سال قبل، خانم سالمندی که در تورنتو حقوق بازنشستگی گرفت به امریکا پیش دخترش رفت که به "ام اس" مبتلا شده بود. او به سازمان بازنشستگی اعلام کرد که از اینجا می‌رود و حقوقش طبعا قطع شد. پس از چند سال که وضعیت دخترش رو به وخامت گذاشت درست قبل از شیوع کرونا به کانادا برگشتند تا درمان دخترشان را در اینجا پیگیری کنند. به خاطر نزدیک بودن به بیمارستان در داون‌تاون تورنتو آپارتمانی را اجاره کردند. پس از مدتی به خاطر گرانی داروهای دخترشان پس‌اندازشان تقریبا رو به اتمام شده و توسط دوست عزیزی در شهرمان به ما معرفی شدند.




لی‌لی پورزند، دوست عزیزم مدیر یکی از شلترهای اینجاست. توسط او باخبر شدیم که یکی از دختران ساکن یک شلتر در آستانه تولدش آرزو کرده که یکRollerblade داشته باشد. همچنین این دختر برای آموختن فرانسه در آنجا به چند کتاب نیاز داشت.

لی‌لی عزیز خودش زحمت جمع‌آوری کمک‌های شما و خرید هدایا را به عهده گرفت که عکس‌های آنها را ضمیمه خواهم کرد

میزان کمک‌های جمع‌آوری شده 800 دلار شد که از این مبلغ 281.85 دلار آن برای خرید کتاب‌ها و کفش و کلاه ایمنی استفاده شد و بقیه آن یعنی 518 دلار به صندوق "‌کمک به مردم" افزوده شد.




کامران به همراه همسر و پسر 6 ساله‌اش از افرادی هستند که مدتی قبل از شیوع بیماری کرونا به کانادا آمدند. دقیقا قبل از اینکه در پروسه مهاجرت برای پناهندگی قرار بگیرند، اداره مهاجرت بسته شد. آنها مدتی را با آنچه داشتند سپری کردند و سرانجام بواسطه خانم نیاز سلیمی به ما معرفی شدند. آنها تقاضای فوری برای مواد غذایی کرده بودند. خوشبختانه تعداد زیادی از هموطنانمان بلافاصله پس از پیام درخواست کمک، با رساندن مواد غذایی، لوازم بهداشتی، اسباب بازی، لباس، لوازم تحریر، کارت والمارت، ویزا‌، پول نقد و پیشنهاد کاری برای آقای کامران این خانواده را حمایت کردند.




چند هفته قبل، متاسفانه جوانی در حین مستی، با سرعت 150 کیلومتر از روبرو به ماشین دیگری برخورد کرد. این اتفاق در ریچموندهیل، شهری در شمال تورنتو افتاد. متاسفانه در اثر این تصادف، راننده اتومبیل روبرو که پدر یک خانواده بود جانش را از دست داد و پسر 13 ساله و همسرش بشدت مصدوم شدند. دست‌ها، پاها و دنده‌های این زن جوان شکسته، تا مدتی از ریه‌اش خون تخلیه می‌کردند و در مجموع حال نازنین، از همه جهت مساعد نیست، هم همسرش را از دست داده و هم سلامتی‌اش را.... با صحبتی که با وکیل کردیم متوجه شدیم بیمه هم بین 3 تا 5 سال طول خواهد کشید تا به او پولی بدهد. 




حدود 11 سال پیش، تایماز در حالی که پسر کوچکی بود با تشخیص سرطان، مرحله سختی از زندگی را آغاز کرد. راهی که در آن بارها به مادرش تاکید شد که درمان نخواهد شد اما خوشبختانه اینطور نشد. مادر تایماز زنی خاص و بی‌نظیر است، امروز که با او صحبت می‌کردم مدام تصور می‌کردم چه کارهایی که این مادر نکرده. شاید حتی یک نمونه‌اش را هم نتوانید بشنوید و بخوانید ...




کانادا در تابستان 2016 تعداد زیادی از افراد سوریه‌ای که درگیر جنگ بودند را پذیرفت. ما نیز تصمیم گرفتیم در یک حرکت مردمی به آنها کمک کنیم. پس برآن شدیم که گاراژسلی برپا کنیم. بنیاد پریا پذیرفت که پارکینگ بزرگش را با همه امکانات نظیر میز و چتر در اختیار ما قرار دهد. در این گاراژ سل بزرگ تعداد بی‌شماری از هموطنان ایرانی ساکن کانادا مشارکت کردند و با فروش لوازمی که نیاز نداشتند کمک کردند تا پول خرید لوازم ضروری زندگی پناهندگان جدید فراهم شود. همچنین این کمپین با حمایت همه رسانه‌های ایرانی شهر تورنتو انجام شد.